یه دفعه بی دلیل به یاد ویدئویی می افتم که سال 88 تووی سالن آمفی تئاتر چمرانِ دانشکده فنی دانشگاه تهران ریکورد کردم. میرم بین ایمیل هام میگردم تا پیداش کنم. و تماشاش می کنم باز. دلم می گیره. به یاد اون روزا می افتم که زندگی سخت اگه بود اقلا این قدر پوچ و بی معنا نشده بود. به فراز نگاه می کنم که آکاردئون می نوازه. به بقیه آدم ها. به خود نوزده ساله ام فکر می کنم که با وجود جواب رد دادن به سینا توی شلوغی دنبالش می گشتم تا لحظه ای نگاهش کنم و یا باهاش حرف بزنم منبع
درباره این سایت