دیشب خوابت رو می‌دیدم عزیزدلم؛ یه خواب عجیب. الان که توی این تنهاییِ مالیخولیاییِ ذهن گیر افتاده‌ام و به شدت بی‌حس شده‌ام، تنها تویی که هستی، تنها تصویر تو که آرامش‌بخش و یاوره. توی خواب آوردمت به یه خونه ای، خونه خیلی بزرگ و قشنگ و چوبی. یه حیاط بزرگ ولی خشک و خالی داشت. به سبک خونه های اواخر قاجار و اوایل پهلوی تزئین شده بود. جای جایِ خونه سوخته و داغون شده بود. بهش گفتم ببین اینجا خونه‌ی قشنگی بود، سوخت ولی. خونه منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

بهترین مطالح ساختمان سازی معرفی تولید کنندگان انواع سنگ نما عکاسی در شب ترفند های بازی,ترفند های انفجار چت روم|لیس گپ|سون چت|چت روم سون